ای سنگدل! شکستی، قلب‌ای که باورت کرد

قلب‌ای که با خدا در ایمان برابرت کرد 

پروانه‌ی دل من! پروا نکرد قلبش

روزی که مُشت گشت و بی بال و بی پرت کرد 

در روز تیغ باران از دشمنان و یاران

جز من چه کس رگش را چون چتر بر سرت کرد؟ 

قابیل بود قلبت، نفرین به قلب ِ دنیا

کز اولین تپیدن، من را برادرت کرد 

رفتی و گرچه دادم وعده به آن جهانت

دیدار آخرت را دنیا چو آخرت کرد 

عیسای سر به بادم، مصلوب ِ اعتمادم

ای مریم دروغین! آخر که مادرت کرد ؟! 

نی‌ما زدی بسی لاف از یاوری ِ آن‌که

شد یار دیگران و بی یار و یاورت کرد

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *