دلا! هنوز ز خمش بنال، کافی نیست

اگرچه ناله در این قیل و قال کافی نیست   

کمال ِ عزم ِ وصالم به غیر ِ عجز نشد

برای وسعت عجزم ، محال کافی نیست   

کمال ِ عزم ِ وصالم ؟ دلا! چه می‌گویی ؟

برای مرهم ِ هجرش، وصال کافی نیست  

ز من مپرس که آیا؟ چرا؟ چگونه؟ کجا؟

کمی جواب بیاور، سئوال کافی نیست ؟ 

از ارتفاع ِ رهایی بر این قفس بنگر 

ببین برای پریدن دو بال کافی نیست  

برای آن نرسیدن به من بگو حوا‌!

گناه چیدن ِآن سیب کال کافی نیست؟  

عدو درید مرا تا خوراک ِ دوست شوم

زمانه‌! بازی ِ شیر و شغال کافی نیست ؟

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *