|
در روزی که محسن رفیقدوست آشکارا به ترور شاپور بختیار، غلامعلی اویسی و فریدون فرخزاد توسط جمهوری اسلامی اعتراف کرد، فردی به نام حمید کورکور طی یک درگیری مسلحانه با نیروهای انتظامی در ایذه، اقدام به خودکشی کرد، و رسانههای رسمی در ایران، او را به عنوان تروریست معرفی کردند. یکی از مهمترین علل ترور شاپور بختیار از جانب رفیقدوست و رفقا، این بود که آخرین نخستوزیر حکومت پهلوی که خود را ناسیونالیستای برآمده از “جبهه ملی”(کذا) میدانست، در ماجرای حملهی نظامی عراق به ایران، به صورت مستقیم و غیرمستقیم به همکاری با صدام پرداخته بود. اما در حکومت پهلوی دوم، یک “بختیار” دیگر نیز آشکارا علیه حکومت ایران اقدام به همکاری با حکومت عراق کرد. او تیمور بختیار بود که در مقام ریاست “ساواک”، پس از مذاکره با مقامات ارشد دولت امریکا در راستای انجام کودتا علیه حکومت ایران، از مقام خود عزل شد. پس از این ماجرا، تیمور بختیار هرچه در توان داشت در راستای نابودی حکومت پهلوی دوم به کار گرفت و سرانجام با اقامت در عراق آشکارا در راستای براندازی حکومت ایران با حکومت عراق همکاری کرد. در چنین شرایطی، تیمور بختیار در عراق توسط حکومت پهلوی ترور شد. شاپور بختیار، فقط ۳۷ روز توانست بر مسند نخستوزیری حکومت پهلوی قرار گیرد، در حالی که، پیش از آن، طی ۳۷ سال، آرزویی جز نابودی حکومت پهلوی نداشت. شاپور بختیار، خاندان پهلوی به زعامت رضاشاه را قاتل پدر خود میدانست. اما طی آن ۳۷ سال، از توان و امکان آنچه پسرعمویاش تیمور بختیار علیه حکومت پهلوی انجام داد، برخوردار نشد. میدانیم که در عرصهی سیاست در ایران، از گذشته تا هنوز، عدهای مدافع ترور تیمور بختیار و مخالف ترور شاپور بختیار هستند، و عدهای خود را مدافع ترور شاپور بختیار و مخالف ترور تیمور بختیار میدانند. از دیگر سو، عدهای نیز خود را مدافع ترور تیمور و شاپور بختیار، و عدهای خود را مخالف ترور هر دو میدانند. به باور نگارندهی این سطور، بر مدار و محور مستندات غیر ایدئولوژیک، و بر زمین واقعیات ملموس و مشهود عرصهی سیاست، میتوان و باید در مقام دفاع از ترور تیمور بختیار قرار گرفت، اما چنین توان و امکانی در راستای دفاع از ترور شاپور بختیار وجود ندارد. تیمور بختیار، در دوران مسئولیت رسمی در کشور، علیه حکومت وقت، به توطئهای با هدفِ براندازی پرداخت. در چنین شرایطی، حکومت وقت، او را نه بازداشت کرد و نه اعدام. در ادامه، هماو، بر شعاع و دامنهی آنگونه توطئهها افزود، و در این شرایط بود که او به صورت غیررسمی از کشور تبعید شد. تیمور بختیار در دوران تبعید، هرچه در توان داشت در تقویت و تجهیز مخالفان حکومت پهلوی با هدف براندازی آن حکومت به کار گرفت. به دیگر بیان، در آن دوران و در آن میدان، او بدل شد به کانونِ اتحاد مخالفان حکومت ایران، در راستای براندازی بر اساس حملهی نظامی از خارج، یا از طریق کودتا یا انقلاب در درون کشور. حکومت پهلوی در چنین شرایطی بود که در غیاب تیمور بختیار او را محاکمه و محکوم به اعدام کرد. اما، او، باز هم، به همان نوع فعالیتها علیه حکومت ایران ادامه داد، و در چنین شرایطی بود که تیمور بختیار در میدان جنگ آشکار علیه حکومت ایران، ترور شد. در سوی دیگر ماجرا، شاپور بختیار، اگرچه در دوران حکومت پهلوی دوم، کارنامهی سیاسی سراسر آفتباری برای ایران داشت، و از دیگر سو، اگرچه پس از نابودی حکومت پهلوی، در راستای براندازی حکومت جمهوری اسلامی اقدام به همکاری با صدام و ارتش عراق در حملهی نظامی به ایران کرد، اما، هرگز دارای مسئولیتی در حکومت جمهوری اسلامی نبود. به دیگر بیان، شاپور بختیار، از درون حکومت، اقدام به خیانت علیه همان حکومت نکرد، بلکه، از ابتدای ماجرا در میدانِ تلاش در راستای براندازی حکومتای قرار گرفت که هرگز در درونِ آن (البته، نه در روی کار آمدنِ آن) دارای مسئولیت نبود. علاوه بر این، شاپور بختیار با آغاز و انجام حملهی نظامی عراق به ایران، به ادامهی همکاری با ارتش عراق نپرداخت، و اقدامات مستمر و گستردهای نیز در سازماندهی عملیات تروریستی در ایران، انجام نداد. شاپور بختیار طی حدود ۱۳ سال پس از انقلاب ۵۷، از توان و امکان ایجاد اتحادی همهجانبه در اردوگاه اپوزیسیون انقلابی حکومت جمهوری اسلامی نیز برخوردار نبود. در چنین شرایطی، ترور او در فرانسه، تنها در راستای تحقق یک هدف انجام شد؛ حذف یکی از برجستهترین چهرههای سیاسی در اردوگاه اپوزیسیون انقلابی، که دارای قابلیتِ سازماندهی فعالیتهای سیاسی علیه حکومت جمهوری اسلامی بود. بنابراین، نوع و لون فعالیتهای تیمور بختیار، مطلقاً مطابقِ فعالیتهای شاپور بختیار در عرصهی سیاست نبود. و با در نظر داشتن این مورد، اگرچه بر زمین واقعیات ملموس و مشهود تاریخ سیاست در ایران، تیمور و شاپور بختیار کارنامههایی سرشار از آفت و خسارت برای ایران و ایرانیان داشتند، اما آن نوع دفاع از ترور تیمور را، در ترور شاپور نمیتوان به کار گرفت و معتبر دانست.
|

بدون نظر